فرهنگ و هنر

فرهنگ و هنر در هفته ای که گذشت، روزشمار تدفین مطبوعات

بازدیدها

سومین هفته مرداد، قلب داغ تابستان، در میان فریادهای افشاگری ها، همزمان با افزایش رقم های تخلف و فساد مالی، و تهدید دادستان به چوبه دار اعدام، خبر رسید که روز خبرنگار است و مراسم تدفین مطبوعات کشور نزدیک. چنین بود که روزنامه نگاران بی آن که به خیابان بریزند و هم صدا با دیگر آسیب دیدگان وضعیت اقتصادی شعار سر دهند، با تعجب دیدند جلو دفتر روزنامه بیلبورد بزرگی ست که از آن ها تجلیل کرده است.

شهر شلوغ و داغ که در پارک هایش خانواده های کوچک جوان بی خانه چادر زده اند، چون اجاره بها چهار برابر شده، شهری که دیگر کمتر “دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم”، نمایشنامه هایی به صحنه می رود که مجموع اشارات و کنایاتی است از همان زندگی که گذرانده می شود.

Image caption

مهدی عزیزی/ شرق

روزشمار تدفین

مهدی بیگلری در مقاله ای با عنوان روزشماری برای برگزاری مراسم تدفین مطبوعات کشور، در شرق نوشت: وزیر ارشاد می‌گوید تا دو ماه بیشتر کاغذ برای انتشار مطبوعات نداریم و در همین حین تعدادی نشریات تعطیل شده‌اند و تعدادی در نوبت فروش قرار گرفته‌اند و تعدادی دست به دامن کمک‌های مردمی شده‌اند و امنیت شغلی هزاران نفر به خطر افتاده.

به نوشته این مقاله، کم نیستند نشریات قدیمی، خصوصی و مستقلی که اگر نباشند، بخش‌هایی از کشور و جامعه در تاریکی کامل فرو می‌رود و رسانه‌های وابسته، دولتی و عمومی (چه از نوع چاپی، صوتی، تصویری و آنلاین) به واسطه نقش، جایگاه و کارکردی که برای آنها تعریف شده، هیچ‌گاه نه می‌توانند و نه می‌خواهند که جای خالی آنها را پرکنند.

و خلاصه آنکه: رکن چهارم دموکراسی (مطبوعات) که سال‌هاست بر اثر برخوردها، فشارها، تهدیدها، شکایت‌ها، بی‌مهری‌ها و تبعیض‌ها، نحیف و دچار ترک‌های متعدد شده‌، حالا به تلنگری برای فروریختن بند است.

همان روز خبرنگار در ایران روزنامه دولت، ترانه بنی یعقوب گزارشی دارد که در آن از کسانی خبر داده که همین اواخر با خبر خداحافظی کرده اند تا به زندگی سلام گویند. محبوبه حسین زاده که از سال ۸۰ روزنامه نگاری اجتماعی را شروع کرد حالا با ترجمه روزگار می گذراند. مریم خرسند روزنامه نگار قدیمی بعد ۲۰ سال روزنامه نگاری کار با گل و سرامیک آغاز کرده، آیدین فرنگی به خرید و فروش عسل و دمنوش مشغول شده، فریده غایب کافه داری می کند، عبدالکریم جبلی کارشناس سازمان جمع آوری و فروش املاک تملیکی شده، مهران فرجی جلو پارک هنرمندان دستفروشی می کند و صبا شعردوست در یک سوپر گوشت کار می کند و میلاد فدایی اصل کارگر آبکار شده است.

این ها تنها کسانی نیستند که حرفه روزنامه نگاری را ترک کرده اما همچنان دلشان در هوای هیات تحریریه هاست گرچه خیال آن ندارند که روزی بدان جا برگردند.

تیراژهای کم

آمار تیراژ روزنامه های جهان و ایران نشان می دهد که ایران بالاترین تیراژش ۳۶۰ هزار است در حالی که انگلستان با جمعیت کمتر ۱/۶ میلیون نسخه. کمتر از یک درصد مردم ایران هزینه خرید روزنامه می دهند. مجموع تیراژ پنج روزنامه در کشور ژاپن ۲۶ میلیون است و ایران کمتر از یک میلیون. در ایران از هر ۸۰ نفر یک نفر روزنامه می خواند و در بقیه نقاط دنیا، حتی کشور های منطقه مانند ترکیه یا مصرو هند این رقم گاه به ۵ می رسد.

از همین روست که در حالی که بیشتر روزنامه های سراسری و از جمله همشهری، جام و جم و ایران سه روزنامه که در بالاترین حد تیراژ در ایران قرار دارند، سایت هایی در دنیای مجازی دارند که به محض انتشار به مردم امکان می دهد که رایگانی آن را بخوانند، اما نشریات مستقل و بی بهره از بودجه عمومی ناگزیر شده اند به همان راهی متوسل شوند که بیشتر نشریات دنیا به آن متوجه شده اند و آن تدارک فروش آن لاین است.

وجود نزدیک هفت میلیون ایرانی در خارج از کشور این امیدواری را ایجاد می کند که از طریق مشارکت بخشی از آنان، نشریات مستقل از خطر نابودی نجات یابند. روزنامه شرق از هفته گذشت با پیامی در صفحه اول خود گام پیش نهاد.

مقاله هفته

مقاله هفته از سعید حجاریان است در شماره دوم پیام آینده که در ابتدای آن از تجربه غزالی نوشته که اهل مناظره و مجادله بود اما در سفری، مشی پیشین کنار گذاشت و به دنبال اخلاق رفت. “چنان که در ابتدای دولت یازدهم نوشتم روحانی باید به جای نیویورک به ریاض سفر کند و مسایل منطقه را به بر غرب ترجیح دهد اما چنین نکرد و ماجرا از دست وزارت خارجه خارجه شد، فوقع ما وقع”

در ادامه مقاله مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز خواستار آن شده که جامعه بر چند اصل تکیه کند نخسنین آن عدالت تا تبعیض میان شهروندان از میان برود. نمی توان اسراییل رابرای به رسمیت نشناختن حقوق اعراب نقد کرد اما خود حقوق اقلیت ها را نادیده گرفت.

صلح با جامعه و با جهان اصل دیگری است که به نظر نویسنده مقاله اصل است و در نهایت عنصر «ایران».

به نوشته حجاریان: اگر ایرانی وجود نداشت، دعوای اصولگرا و اصلاح طلب، شیعه و سنی و… وجود نداشت و رقابت سیاسی بلاموضوع بود. ظرف بلورینی به نام ایران باید پابرجا بماند تا این تحرکات درون آن صورت بگیرد و اگر ظرف شکست، زمینی برای هیچ بازی سیاسی، اقتصادی و عقیدتی وجود نخواهد داشت و به قول میرزاده عشقی خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟

آهواره

آهواره نمایش جدی و خوشکار مرداد ماه بود. در سالن یک تماشاخانه پاییز مردمی نشستند و روایت ۴ انسان را دیدند و شنیدند که سالها پیش مرده اند و حالا قصد دارند با کمک یک آیین، به زندگی برگردند.

نیلوفر اخوان نوشته است نمایش آهواره به قدرت تخیل و درک مخاطب و البته همراهی ان ها نیازمندست. نمایش هر لحظه به دنبال لحظه ی دیگه میرود و تماشاچی نمی تواند یعنی نباید از دستش بدهد.

در حالی که به نظر پردیس آهواره می برد به فضایی که قبلا تجربه نشده. از نور برایمان گفت ! از اینکه تا وقتی در نور باشی؛ هستی. هستن به معنی بودن ، وجود داشتن، زنده بودن. و اینکه ما چی هستیم بجز خاطرات؟

نویسنده و کارگردان نمایش احسان گودرزی است و بازیگران علی باقری، نگار جواهریان، الهام کردا و محمد ولی زادگان. همراه با صدای احترام برومند.

الناز مقدس زاده نوشته وقتی در پایان می مانی با نور و صدا آن گاه می شنوی:

زندگی همینه!

ما سالهاست تو تاریکی کهکشان دست همو ول نمیکنیم،

میترسیم یه سیاهچاله در انتظارمون باشه…

یه سیاهچاله ای که یک دهم درصدِ ما رو بمکه تو خودش،

بعد توی یه زمان دیگه،

یه مکانه دیگه،

تُفمون کنه بیرون!

ما رو ببینید!

ما که مثله برگ برگ یه نمایشنامه رو آبیم،

ما که مثله برگ برگ سوگ سیاوش رو آبیم،

ما مُردیم ! خیلی ساله که مُردیم!

ما بازیگر نیستیم!

ما مثله ماهی هایی که حافظشون رو از دست دادند دیگه هیچی یادمون نمیاد!

مثل غواص هایی که دیگه قرار نیست هیچوقت برگردند سپردیم خودمون رو به رودخونه…

میگن آب روشنایه

خواهش میکنیم این روشنایی رو از ما نگیرید!

این صحنه رو ، این رودخونه رو ازمون نگیرید!

خواهش میکنیم از اینجا بیرون نرید!

مترسک

مترسک است و در دنباله اش آمده که برداشت آزادی است از چهارصندوق بهرام بیضایی و همین کافی است که دوستداران تئاتر به تماشای نمایشی با کارگردانی مهرداد خامنه ای بروند که تهیه کننده اش: گروه تئاتر اگزیت – نروژ است. نمایشی ماه میانی تابستان را شوقی بخشید بازیگرانش: غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی، محمدمصطفی ملک، آبان عسکری و عاطفه امینی. محل اجرا موزه عزت الله انتظامی در قیطریه.

برای خلاصه نمایش نوشته اند: چهار شخصیت از اقشار مختلف اجتماع در پی احساس خطر دست به ساختن و تجهیز مترسکی برای حفاظت از خود می‌زنند. مترسک با رسیدن به قدرت، اقدام به سرکوب و کنترل مطلق سازندگان خود می‌کند، تا اینکه…

به جای یادداشت کارگردان در راهنمای نمایش از پیشگفتار بهرام بیضایی بر جلد دوم دیوان نمایش نقل شده که در مورد اجراهای چهارصندوق نوشته: واقعیت‌گرایی بدون درک و خلاقیت یعنی متن‌کُشی. از بَر کردنِ متن و پس دادن آن، با روح هیچ نمایشی سازگار نیست… شاید نقطه‌ی مقابل آن از بر کردن و پس دادن، این باشد: آراستن و پیراستن متن، یعنی زیر و رو کردن خاک فرسوده‌ی متن و دوباره بذرکاری و آبیاری‌اش. مراقبت از جوانه‌ی تازه بیرون‌زده و تیمار کردن‌اش به وقت نیاز. بی‌خود نیست پس از پایان این کاشت و داشتی که در متن انجام می‌شود، عنوان “برداشت” تازه بر آن می‌گذارند.

آرمان عزیزی منتقد گروه تیاتری اگزیت در ادامه نوشته: این‌ها همه‌؛ یعنی نمایشنامه‌ “چهارصندوق” که به دست مهرداد خامنه تبدیل به “مترسک” شده، خط فکری اجرا را مشخص می‌کند. تنها نام‌اش نیست که عوض شده، اما همین تغییر نام نشان از سیاست کارگردان در احضار امر سیاسی بر صحنه دارد. بذری که این باغبان در زمین حاصل‌خیز متن بیضایی کاشته، گیاهی‌ست که به تن مترسک مزرعه خواهد پیچید.

حرکت مدنی هفته

شورای اسلامی و دهیاری محمد آباد گرگان با آگهی خشک تر از مردم روستا خواسته خود به جداسازی زباله های خشک خود بپردازند و ماموران از در منزل از آن ها تحویل می گیرند و علاوه برای که مواد شوینده در ازایش می دهند در یک قرعه کشی هم شرکت داده می شوند.

طرح هفته

وقتی خبر رسید همه از خود پرسیدند ابوالفتاح سلطانی کجاست، آیا خبردار شده که هما تنها دختر دلبندش ناگهانی به سکته قلبی درگذشته است. آقای سلطانی هفت سالی هست که به جرم قبول وکالت و حق جویی برای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در زندان اوین است و همبند با موکلانش. و چه موحش تر از این.

تاثری که همچون زخمی شکافت، به ویژه وقتی ابوالفتاح سلطانی شکسته و به مرخصی آمده از زندان و لاغر نشان داده شد که در گور فرزند ایستاده و فریاد می زند به عهد خود برای دفاع از حقوق انسانی پایبندم.

هادی حیدری با طرحی گویا صدای جامعه شد، در توصیف حال زندانی دردمند.

گروه فرهنگ و هنر
گروه فرهنگ و هنر توسط مجموعه‌ای از منتقدان مستقل، کارشناسان سپهر فرهنگی و مولفان عرصه ادبی ایران در دیاسپورا اداره می‌شود. بررسی دقیق تحولات فرهنگی و رخدادهای هنری ایران در کنار ارتباط مداوم با فرهنگ‌سازان پیشرو و هنرمندان مستقل از فعالیت‌های اصلی این گروه است. مطالب گروه توسط دبیر فرهنگ و هنر انتخاب شده و عموما بازتابی از وضعیت موجود است. برای ارتباط با مدیر گروه و همکاری با مجموعه فعالان لطفا از طریق گزینه تماس در نمایه گروه فرهنگ و هنر اقدام فرمایید.